دوستان بهتر از گل! نازنینان!
مدتی است به این نکته می اندیشم که چگونه می توانیم جهان پیرامون خود را به سود نیکی و زیبایی بگردانیم و دیگرگون کنیم؟
کار من نگارش و ترجمه ( البته بیشتر ترجمه و کمتر نگارش) است. از دوستانم می خواهم به من برای ترجمه و نهایتا نشر آثار مفید و سودمند ( از انگلیسی به فارسی ) برای نسل امروز و آینده ی ایران عزیز کتاب پیشنهاد کنند.
من خود در این زمینه تلاش کرده ام و می کنم و هم اکنون نیز سرگرم ترجمه ام اما من همیشه به همکاری و هم فکری ایمان داشته ام و نتایج و ثمرات خیره کننده ی آن را در کارها دیده ام. به ویژه که در شرایط کنونی به نعمت اینترنت، بازدیدکنندگان بدون توجه به زمان و مکان، می توانند در این گونه مباحث فرهنگی شرکت کنند و پیشنهادهای ارزشمند و مفید خود را ارایه دهند.
زبان مبدا: انگلیسی
زبان مقصد: فارسی
زمینه های مطالعاتی مورد علاقه ی من : علوم انسانی به خصوص روانشناسی، فلسفه ، جامعه شناسی
نوع کتاب : عامه فهم و کاربردی برای همه.
هدف من از ترجمه و نشر : افزایش میزان آگاهی توانایی خواننده در تحلیل مسایل و مشکلات فردی و اجتماعی.
در صورتی که خود با منابع انگلیسی آشنایی ندارید می توانید از استادان دانشگاه، مترجمان ، دوستان و دیگران یاری بگیرید.
تردیدی ندارم که پیشنهادهای شما دوستان می تواند تحولی در زندگی فکری و حرفه ای من ایجاد کند.
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 20:35  توسط سید حسینی
|
در زیر جلد و مشخصات کتابهای چاپ شده ام را برای آشنایی دوستان و خوانندگان درج می کنم.

برنامه ی پرواز از برایان تریسی
این کتاب را انتشارات نوشته / اصفهان منتشر خواهد کرد.

انگلس نوشته ی ترل کارور
ترجمه ی این کتاب زیر چاپ است و از سوی انتشارات لحظه منتشر خواهد شد.

راز نوشته ی کن بلانچارد
ترجمه ی این کتاب ظرف یکی دو هفته ی آینده از سوی انتشارات لحظه نشر خواهد یافت.

کارمزدی و سرمایه نوشته ی کارل مارکس
این کتاب را انتشارات لحظه منتشر کرده است.

آواز سکوت/ اوشو / انتشارات هودین اصفهان

شکوه آزادی / اوشو / انتشارات هودین اصفهان

ماسه و کف و پیام آور / جبران خلیل جبران/ انتشارات هودین اصفهان
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 20:38  توسط سید حسینی
|
در جوامع پیشرفته برخی نویسندگان زندگی افسانه ای دارند. آنها هم که از چنان وضعیت مالی برخوردار نیستند، باز سطح زندگی شان آبرومندانه است و با قلم می توانند زندگی خوبی داشته باشند اما در جامعه ی ما چنین نیست. وضعیت بسیاری از مترجمان و نویسندگان ایران متاسفانه دشوار و توانفرساست و اگر مترجمی واقعا بخواهد زندگی کند مجبور است کار ترجمه را به عنوان شغل دوم خود در نظر بگیرد. و این وضعیت، بسیار ناامید کنننده است.
پرسش اساسی این است که آیا واقعا می خواهیم خدمتی به فرهنگ و جامعه ی ایران بکنیم؟
به نظر نگارنده، از جمله کارهای اثرگذار و حقیقتا دوران سازی که می توان در زمینه ی حمایت از مولفان و مترجمان ایران انجام داد این است که نخست این افراد را شناسایی و پس از آن، در صدد حمایت مالی از آنان برآییم.
باید کاری کنیم که این افراد به جای پرداختن به هر کار دیگری، به کار ترجمه و تالیف بپردازند و این ممکن نیست مگر اینکه تلاش کنیم که این افراد از نظر مالی به طور نسبی تامین باشند.
این کار ممکن نیست مگر اینکه حقیقتا در این زمینه با دلسوزی دست به تلاش بزنیم و به حمایت از اصحاب قلم بپردازیم.
اگر این طرح عملی که ارایه شد، که به نظر من کاملا عملی و شدنی است، نویسندگان و مترجمان که اکنون ما حتا رغبتی برای خرید کتاب هم نداریم و تیراژ کتاب در ایران در حد بسیار پایینی است، این امکان را پیدا می کنند که با فراغ بال، آثار بهتری به جامعه ارایه دهند.
تردیدی نیست زمانی این طرح امکان عملی شدن خواهد یافت که در قالب یک نهاد، شکلی قانونمند به خود بگیرد.
به امید روزی که نویسنده و مترجم ایرانی دغدغه ی مالی نداشته باشد.
+ نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت 16:50  توسط سید حسینی
|
در جریان یک تحقیق میدانی که برای بررسی میزان مطالعه در میان مردم ژاپن صورت گرفت، 54 درصد از سوال شوندگان پاسخ دادند که ماه پیش حداقل یک کتاب خواندهاند. این میزان، نسبت به سال قبل 6 درصد افزایش دارد.

به گزارش ایبنا، به نقل از «یومیوری شیمبون»، 47 درصد از افراد در پاسخ به این سوال که چرا کتاب میخوانید؟ پاسخ دادهاند که برای افزایش دانش و بالا بردن سطح معلوماتشان کتاب میخوانند. آمار این گروه از افراد نیز 8 درصد بیشتر از سال پیش است.
32 درصد از پاسخدهندگان گفتهاند به این دلیل کتاب میخوانند که از این کار لذت میبرند و 27 درصد گفتهاند کتاب میخوانند تا درباره چیزهایی که به آن علاقه دارند اطلاعات بیشتری کسب کنند و بتوانند به صورت مفیدتری به آنها بپردازند. کارشناسان، دلیل افزایش کتابخوانی با هدف افزایش اطلاعات عمومی را با افزایش عناوین کتابهای جیبی با موضوعهای آموزشی مرتبط میدانند.
در پاسخ به این سوال که چه عاملی آنها را ترغیب میکند تا یک کتاب مشخص را انتخاب کنند؛ 49 درصدد از پاسخدهندگان گفتهاند با گشت زدن در کتابفروشی و ورق زدن کتابها انتخاب میکنند که چه کتابی بخرند. 25 درصد هم گفتهاند کتابی را که در ردیف پرفروشها باشد انتخاب میکنند. 25 درصد دیگر هم با توجه به نقد و مرور کتاب در نشریات، کتاب مورد علاقه شان را انتخاب می کنند.
این پژوهش روشن میکند که 97 درصد از پاسخ دهندگان بر این باورند که نیاز اصلی به مطالعه در آنها از عادت به مطالعه در کودکی به وجود آمده است.
کتابخوانان ژاپنی در پاسخ به این سوال که فایده کتاب خواندن چیست؟ نیز نظرات متفاوتی دارند. در این میان 65 درصد به افزایش دانش، 54 درصد به غنی کردن تخیل انسان و 50 درصد هم به توانایی عمیقتر فکر کردن اعتقاد داشتند.
این نتایج با تحقیقی که به صورت نظرسنجی رو در رو در تاریخ 4 و 5 اکتبر انجام شد، به دست آمد. در این نظرسنجی 1787 نفر مورد سوال قرار گرفتند و 6/59 درصد از آنها به سوالها پاسخ دادند.
منبع : کتاب نیوز
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 21:47  توسط سید حسینی
|
6. یافتن ناشر مناسب برای چاپ اثر ترجمه شده
از جمله دیگر مشکلات مترجمان، یافتن ناشر مناسب برای نشر کتاب است. حقیقت این است که همین که مترجمی کتابی را ترجمه می کند، در واقع او ، وظیفهی حرفهای خود را انجام داده است اما در شرایط فعلی کار او تمام شده نیست و باید برای یافتن ناشر، خود را به هر آب و آتشی بزند. یعنی باید با یک یک ناشران تماس بگیرد و در بارهی کتاب خود با آنان گفت و گو کند و نظر آنان را در بارهی چاپ کتاب خود جویا شود و طبیعتا این کار برای مترجم کاری وقت گیر و زمان بر است در صورتی که انجام این وظیفه را باید کانونی که در آینده تاسیس خواهد شد، عهده دار شود. در شرایط کنونی، ظاهرا مترجم یا باید بر اساس نظر و دیدگاههای ناشر کتاب ترجمه کند و یا اگر خود کتابی انتخاب کرد برای یافتن ناشر مناسب، باید سرگردان کوچه و خیابان شود که حقیقتا پسندیده نیست.
7. حق الترجمه
میزان حق الترجمه و نحوهی پرداخت آن، بسته به دیدگاه و انصاف ناشران متفاوت است. من این پدیده را نوعی سردرگمی مینامم به دلیل اینکه هنوز برای پرداخت حق الترجمه به مترجم، قاعدهی مشخص و معینی وجود ندارد. یک ناشر ، حق الترجمهی کتاب را براساس درصدی از پشت جلد و میزان تیراژ کتاب حساب میکند و به موقع به مترجم میپردازد و ناشر دیگر به صورت کلمهای. من شق دوم را استثمارگرانه مینامم و معتقدم اگر قرار است حق الترجمه به صورت کلمهای پرداخت شود، مترجم، متن ترجمه شده را به رایگان در اینترنت در اختیار خوانندگان بگذارد، بسیار آبرومندانه تر و انسانی تر خواهد بود.
در هر صورت باید گفت در پرداخت حق ترجمه، نوعی هرج و مرج حاکم است و مترجم تا قبل از امضای قرارداد، معمولا از کم و کیف آن اطلاعی ندارد.
برای اینکه مترجم از قِبَل تلاشی که برای ترجمهی کتاب انجام میدهد، به پشتوانهی مالی مناسبی برای آیندهی شغلی خود دست پیدا کند، به هیچ وجه نباید حق الترجمهی کلمهای را بپذیرد. انجام این کار ، به معنی انصراف از حقوق حقهی خود و پشت پا زدن به حقوق صنفی دیگران خواهد بود. به عقیدهی راقم، فردی که مفاد قرارداد حق الترجمهی کلمهای را میپذیرد، در واقع حاصل عمر و رنج خود را به ارزانترین قیمت در اختیار سودجویان قرار میدهد و خود را از یک حق مسلم محروم میکند.
8. درصد حق الترجمه
مسالهی دیگر درصد حق الترجمه است که میزان آن، در بین ناشران متفاوت است طوری که ممکن است ناشری به مترجم هیچ درصدی نپردازد ( با این استدلال که برای اولین کتاب نباید درصدی پرداخت) و یا 5 ، 10 یا 15 درصد بپردازد. بنابراین، به طور کلی، درصد حق الترجمه در بین ناشر از 5 درصد تا 20 درصد متفاوت است.
اینجا هم باید گفت که فرد یا نهادی نیست که از حقوق مسلم مترجم دفاع کند و در واقع مترجم، در تعامل با ناشر ناگزیر است از بسیاری از حقوق خود به راحتی چشم بپوشد. سوالی که اینجا مطرح میشود این است که حال که همهی اصناف جامعه، دارای صنف یا انجمن صنفی هستند، پس چگونه است که مترجمان که حضورشان در جامعه ی ایران، به طور مشخص و بر اساس مدارک موجود، سابقهای 150 ساله دارد، فاقد یک نهاد صنفی برای دفاع از حقوق خود هستند؟
آیا مترجمان جوان، به این نیاز سوزان پاسخ درخوری خواهند داد؟
ادامه دارد
* ضمنا دوستانی که توانایی ترجمه ی متن دارند با من تماس بگیرند تا طرح ترجمه ی کتاب را با هم شروع کنیم.
+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 11:44  توسط سید حسینی
|
در این مطلب، من در حد توان و تجربه ی خود، مشکلاتی را که فکر میکنم مشکل انبوهی از مترجمان باشد، مینویسم. البته، در این باره، هر مترجمی باید مشکلات شخصی و تخصصی خاص خود را بنویسد و در اختیار دیگران بگذارد به دلیل اینکه در این حوزه، تجربیات فردی از اهمیت زیادی برخوردار و به تعداد مترجمان متعدد و متفاوت است. امید است این امر گامی در مسیر افزایش سطح آگاهی علاقهمندان به ترجمه و تلاشی در جهت چاره جویی و رفع این مشکلات باشد.
1. پایین بودن سطح دانش تخصصی مترجمان
از جمله مشکلاتی که جامعهی مترجمان ایران و به تبع آن، خوانندگان متنهای ترجمه شده با آن مواجهند، پایین بودن سطح معلومات تخصصی برخی مترجمان است. متاسفانه ترجمه در جامعهی ما هنوز تخصصی نیست و عمده کسانی که در این حوزه فعالیت دارند، معمولا نسبت به علوم مختلف، فاقد آگاهی لازم تخصصی هستند. بدین لحاظ، ما گاه با متنهای ترجمه شدهای مواجهیم که مترجم به جای کمک به خواننده و ارایهی اطلاعات درست و هدایت کننده، موجب ابهام افزایی و سردرگمی او میشود. نظرم این است که مترجم در جهت ارایهی ترجمهی شفاف و روشنی از متن، باید متنی را ترجمه کند که در آن اطلاعات تخصصی لازم را داشته باشد. در غیر این صورت، دست به کار ترجمهی تخصصی نزند، بهتر است.
2. بی خبری شگفت آور برخی مترجمان از دستور زبان و اسلوب نگارش صحیح زبان فارسی
متاسفانه این بیماری چنان شیوعی یافته که ـ مگر در موارد خاص ـ دست به هر کتابی بزنید، اشتباه نکردهاید. غلطهای عجیب و غریب املایی، نگارشی و ویرایشی بیداد میکند و تازه اگر به متن اصلی ترجمه دسترسی داشته باشید و متن ترجمه شده را با متن اصلی مقابله کنید که دیگر واویلا است و به این ترتیب به سطح سواد انگلیسی مترجم هم پی میبرید! به عقیدهی من این بیماری چنان فراگیر شده و طوری پیشرفت کرده که برای درمان آن تقریبا هیچ کاری نمیتوان کرد!
البته این سخن به هیچ روی به این معنا نیست که مترجم به هیچ وجه نباید در کار خود اشتباهی داشته باشد. این ادعا، حرف مفتی است که جز ابلهان کسی بدان باور ندارد! کار بیایراد وجود ندارد. هر کاری ایرادهای خاص خود را دارد. اصولا معتقدم از هر کاری میشود ایراد گرفت! اما درصد و میزان آن مطرح است. یک وقت است که در یک اثر ترجمه شده به تعداد انگشتان یک دست، ایراد و اشکال وجود دارد. این امر طبیعی است و عقل پذیر. اما وقتی در هر صفحهی بیست و پنج سطری با همان تعداد یا بیشتر غلط مواجهید، چه باید بکنید؟ در این صورت بهتر است قید خواندن آن اثر را بزنید و خلاص!
3. افزایش بی رویهی جمعیت مترجمان
به دلیل نبود ضابطهی مشخص برای "مترجم شدن" هر کسی که آشنایی نسبی با زبان دارد به خود حق میدهد به کار ترجمه بپردازد و کتاب ترجمه کند. در این زمینه، عمدتا ناشران مقصرند به دلیل اینکه، به خاطر نپرداختن حق الترجمه به مترجم، متن را در اختیار هر فردی قرار میدهند. این وضعیت در بازار ترجمه به بلبشو انجامیده است. به عنوان مثال یک مترجم چیره دست و باسابقه برای ترجمه یک کتاب حدود 15 تا 20 حق الترجمه از ناشر طلب میکند. ناشر رند برای نپرداختن این درصد، سری به دانشکدههای آموزش مترجمی زبان بزند و اولین فردی را که دید با او قرارداد ترجمهی کتاب ببندد. طبیعتی است فردی که به عنوان مترجم کتاب انتخاب شده از این بخت که امکان چاپ کتابی به ناماش نصیب اش شده در پوست خود هم نخواهد گنجید، درصد حق ترجمه پیشکش! به این ترتیب، پس از چندی کتاب مثلا ترجمه میشود و ناشر محترم با خیالی آسوده از دو سو ( هم به خاطر ترجمهای که بیدردسر در اختیارش قرار گرفته و هم سودی که در اثر عدم پرداخت درصد ترجمه به مترجم باسابقه نداده) به سراغ کار خودش میرود. در این حالت به دلیل بی تجربگی دانشجوی کارشناسی مترجمی ، ناشر این حق را برای خود قایل میشود که هر تغییری که دلش خواست در متن ترجمه شده بدهد. حتا ممکن است ترجمه را برای ویرایش در اختیار ویراستار قرار دهد؛ ویراستاری که معمولا موجود ناشناختهای است و نام و نشانی ندارد. حال باید پرسید این آش سر سفره دستپخت کیست؟ دانشجو، ناشر یا ویراستار یا هرسه؟ اما باید فروتنانه بپذیریم کسی که پنجاه کتاب ترجمه کرده و عمری را به پای ترجمه صرف کرده ، بی تردید بیش از دانشجوی سال آخر مترجمی از ترجمه سر در میآورد.
4. سودجویی مفرط ناشران
برخی ناشران، در این بلبشویی که بر حوزهی ترجمه حاکم است، میکوشند هزینه های مربوط به اثر را تا آنجا که میتوانند کم کنند. به همین دلیل، به سمت ترجمهی دانشجویی ( یعنی پرداخت حق ترجمه به صورت کلمهای) روی آوردهاند. به این نوع ترجمه میگویم ترجمهی دانشجویی، به این دلیل که دوران دانشجویی، دوران آزمون و خطاست؛ زمان کار و مطالعه و در عین حال از سر گذراندن تجربههای تازه که گاه ممکن است با اشتباهاتی هم همراه باشد. با این کار، هیچ کس بیشتر از مترجمان توانمند و باسابقه و در نهایت فرهنگ کشور ضرر نمیکند. به این ترتیب، مترجمان واقعی از کار کنار گذاشته میشوند و تازه به دوران رسیدهها در عرصه حضور مییابند و برخی ناشران هم ظاهرا سود کلانی میبرند. یعنی در همان چاپ اول هزینهی ترجمه را هم در کنار بقیهی هزینهها میپردازند و به قول خود خیالشان از شر موجود مزاحمی به نام مترجم خلاص میشود.
5. فقدان تشکل صنفی مترجمان
مترجمان نیز مانند هر گروه شغلی دیگری، باید برای دفاع از حقوق صنفی خود، کانون یا انجمنی داشته باشند. اگر چنین کانونی تاسیس شود، طبیعتا در آن، کسی غیر از مترجم، عضو نخواهد شد و به تبع آن، خود مترجم بهتر از هر کس دیگری میتواند از عهدهی دفاع از عملکرد و حقوق خود برآید. به عقیدهی نگارنده، تا زمانی که کانونی متشکل از مترجمان کشور شکل نگیرد، بلبشوی حاکم در عرصهی ترجمه، همچنان پابرجا خواهد بود .
* . ناگفته نماند بنده نمیخواهم خود را از این مسایل کنار بکشم. من خود نیز فاقد سطح دانش تخصصی کافی در زمینهی ترجمه هستم. تلاشم این است که بیشتر بیاموزیم. هدفم از راه اندازی این وبلاگ نیز بهره گیری از نظرات صاحب نظران است. امید است با همکاری و همفکری یکدیگر بتوانیم مشکلات عرصه ی ترجمه را برطرف سازیم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 9:15  توسط سید حسینی
|
در این وبلاگ به مسایل و مشکلات ترجمه و نشر کتاب در ایران پرداخته خواهد شد .
امید است با ایجاد این بستر ، زمینه ی مناسبی برای همکاریهای تخصصی در عرصه ی ترجمه و نشر کتاب فراهم آید و از این طریق دوستان علاقه مند با راههای ترجمه و انتشار کتاب آشنا شوند و ما نیز با این دوستان آشا شویم! خوشبختانه کتاب برای ترجمه بسیار است و اگر کتابهای مناسبی پیدا کنیم ، خوانندگان زیادی خواهیم داشت!
* ضمنا دوستانی که توانایی ترجمه ی متن دارند با من تماس بگیرند تا طرح ترجمه ی کتاب را با هم شروع کنیم.

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 17:50  توسط سید حسینی
|